|
|
| |
|
نقش ارزشها در سلامت
روان
يكي از شرايط لازم جهت
دستيابي به سلامت روان، برخورداري از يك نظام ارزشي
منسجم ميباشد.
در اين مقاله به تعريف سلامت رواني و به7 ملاك داشتن
رواني سالم از نظر ونتيز اشاره ميكنيم. در مطالعه بعد،
سلامت رواني را از نظر اسلام مورد بررسي قرار خواهيم
داد. در آستانه قرن بيست و يكم، انسان مضطرب، افسرده و
بحرانزده عصر حاضر، بيش از هر زمان ديگري خود را
درگير سوالهايي اساسي مييابد. ميتوان بر اين نكته
تاكيد كرد كه ارزشها، اساس و بنيان يكپارچگي شخصيت
سالمند. در حقيقت، ارزشها، سازماندهندههاي اصلي
اعمال و رفتارهاي شخصيت رشديافته به شمار ميروند و
سلامت روان، بيترديد، محصول چنين شخصيتي است. با توجه
به روابط موجود بين ارزشها و سلامت روان، معيارهاي
سلامت و بيماري رواني از ديدگاه اسلام مورد بحث و
بررسي قرار ميگيرد. اما پيش از اين، تعريفي از سلامت
رواني ضروري به نظر ميرسد:
تعريف «سلامت روان»
تاكنون تعاريف متعددي از «سلامت روان» ارائه شده كه
همگي بر اهميت تماميت و يكپارچگي شخصيت تاكيد ورزيدهاند.
گلدشتاين سلامت رواني را تعادل بين اعضا و محيط در
رسيدن به خود شكوفايي ميداند. چاهن نيز سلامت رواني
را وضعيتي از بلوغ روان شناختي تعبير ميكند كه عبارت
است از حداكثر اثربخشي و رضايت به دست آمده از تقابل
فردي و اجتماعي كه شامل احساسات و بازخوردهاي مثبت
نسبت به خود و ديگران ميشود. در سالهاي اخير، انجمن
كانادايي بهداشت رواني، «سلامت رواني» را در سه بخش
تعريف كرده است:
بخش اول: بازخوردهاي مربوط به «خود» شامل:
الف. تسلط بر هيجانهاي خود؛
ب. آگاهي از ضعفهاي خود؛
ج. رضايت از خوشيهاي خود.
بخش دوم: بازخوردهاي مربوط به ديگران شامل:
الف. علاقه به دوستيهاي طولاني و صميمي؛
ب. احساس تعلق به يك گروه؛
ج. احساس مسووليت در مقابل محيط انساني و مادي.
بخش سوم: بازخوردهاي مربوط به زندگي شامل:
الف. پذيرش مسووليتها؛
ب. ذوق توسعه امكانات و علائق خود؛
ج. توانايي اخذ تصميمهاي شخصي؛
د. ذوق خوب كار كردن.
چاهن به ذكر پنج الگوي رفتاري در ارتباط با سلامت روان
مبادرت ورزيده است:
1 - حس مسووليت پذيري: كسي كه داراي سلامت روان است،
نسبت به نيازهاي ديگران حساس بوده و در جهت ارضاي
خواستهها و ايجاد آسايش آنان ميكوشد. 2 - حس اعتماد
به خود: كسي كه واجد سلامت رواني است، به خود و
تواناييهايش اعتماد دارد و مشكلات را پديدهاي مقطعي
ميانگارد كه حل شدني است. از اين رو، موانع، خدشهاي
به روحيه او وارد نمي سازد. 3 - هدف مداري: به فردي
اشاره دارد كه واجد مفهوم روشني از آرمانهاي زندگي
است و از اين رو، تمامي نيرو و خلاقيتش را در جهت
دستيابي به اين اهداف هدايت ميكند. 4 - ارزشهاي شخصي:
چنين فردي در زندگي خود، از فلسفهاي خاص مبتني بر
اعتقادات، باورها و اهدافي برخوردار است كه به سعادت و
شادكامي خود يا اطرافيانش ميانجامد و خواهان افزايش
مشاركت اجتماعي است. 5 - فرديت و يگانگي: كسي كه داراي
سلامت روان است، خود را جدا و متمايز از ديگران
ميشناسد و ميكوشد بازخوردها و الگوهاي رفتاري خود را
توسعه دهد، به گونهاي كه نه همنوايي كور و ناهشيارانه
با خواستهها و تمايلات ديگران دارد و نه توسط ديگران
مطرود و متروك ميشود.
ملاكهاي سلامت روان
ونيتز سلامت روان را وابسته به 7 ملاك ميداند كه
عبارتند از:
1 - رفتار اجتماعي مناسب، 2 - رهايي از نگراني و گناه،
3 - فقدان بيماري رواني، 4 - كفايت فردي و خودمهارگري،
5 – خويشتنپذيري و خودشكوفايي، 6 - توحيديافتگي و
سازماندهي شخصيت،
7 –گشادهنگري و انعطاف پذيري.
[
منبع اصلی
] |
|
|
|
|