|
vعرض سلام به بلندی بیل و
به محکمی کلنگ به گردی استامبلی به سرعت فرغون به تیزی
شاقول به انعطاف پذیری طناب به لبریزی دوغاب به سفیدی
سیمان به صافی ماله به قشنگی کمچه به وسعت بشکه به معرفت
عمله به قدرت کارگر به ظرافت گچ کار بهلطافت معمار به
شجاعت صاحب کار به رشادت مهندس به صلاحیت جوشکار به محبت
صافکار به رفاقت همکار به سر کار گذاشتن توی بیکار
|
|
|
vميدوني بزرگترين ارزوي يک
خرس پاندا چيه؟اينه که فقط يک بار بتونه عکس رنگي بندازه
|
|
|
vمزن بر سر
ناتوان دست زور سرش ميشكند احمق بيشعور |
|
|
vای خدای تک
تکی تا کی بخوابم من تکی بس کی بخوابیم جفتکی تا که بسازیم
طفلکی |
|
|
vچنین گفت
زالی به فرزند خویش اگر گربه ای دیدی بگو پیش پیش |
vوقتی با 1 انگشت به طرفه
کسی اشاره ميکنی
و اون را مسخره ميکنی،
خوب نگاه کنی سهتا انگشت ديگه به طرفه خودته
|
|
vوقتي خدا تو رو به لبه
صخره هدايت مي کنه، بهش کاملاً اعتماد کن. فقط يکي از اين
دوتا اتفاق ميافته : يا مي گيردت وقتي مي افتي، يا بهت ياد
ميده پرواز کني
|
|
vارزش هر چیز به عمریست که
در آن سر میکنیم....
|
vشبكه CNNاعلام كرد :
نيرو گاه اتمي اصفهان . نطنز و بوشهر در آخرين
ساعات امشب هوا ميره نه ميدوني تا كجا ميره
من اين توپ نداشتم...........
|
|
vقانون آخر نیوتن : زمین
هیچ جازبه ای نداره سیبها به خاطره تو از درخت می افتند
چون تنها جازبه ی زمین تو هستی |
|
|
vاز
لرزیدن دستات, از برق نگات, از لرزش صدات, از تندیه ضربان
قلبت, از گرمیه بدنت معلومه که... پر کاریه تیروئید داری |
|
vتورا چون آرزوهایم همیشه
دوست خواهم داشت به شرطی که مرا در آرزوی خویش نذاری
|
|
vکجاست جاده ای که مرا به
تو برساند ،کجاست کسی که آسمان را به من نشان دهد ، دلم از
این ابرها گرفته .
|
|
فرشتهها وجود دارند اما
بعضي وقتها چون بال ندارند، ما بهشون ميگيم:
دوست! |
|
vبوسه تنها تصادفي است كه
پليس راه ندارد. درياي غم تنها دريايي است كه ساحل ندارد.
قلب تنها چيزي است كه شكستنش صدا ندارد. عاشقي تنها دردي
است كه درمان ندارد
|
|
گر قرار است براي چيزي زندگي
خود را خرج كنيم ، بهتر آن است كه آنرا خرج لطافت يك لبخند
و يا نوازشي عاشقانه كنيم
|
|
vگر از پايان گرفتن غم هايت
نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به
حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي
که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد ی.
|
|
|
vترجيح مي دهم طوري زندگي
كنم كه گويي خدا هست و وقتي مردم بفهمم كه نيست، تا اين كه
طوري زندگي كنم كه انگار خدا نيست و وقتي مردم بفهمم كه
هست. |
|