بازگشت

مطالب داغ و خواندنی

«چارخونه»، تكرار ضعف تكرارها



طنز «چارخونه» سرانجام تمام شد؛ اتفاقي كه احتمالا نمي‌توان آن را واقعا «پايان‌يافته» تلقي كرد و بايد دير يا زود پس از ماه‌هاي محرم و صفر و آغاز سال نو، آغازي ديگرگونه با نام جديدش را با همان آدم‌ها و چند تازه‌نفس تكراري ديگر! بر صفحه تلويزيون (حالا نوع شبكه‌اش مهم نيست، در هر شبكه‌اي) ديد و دوباره با مرور چندباره‌ي «انقلاب در طنز تلويزيوني» از سال 1372 با «ساعت خوش» و جنگ «نوروز 72» و «سال خوش»، همه پخش‌شده‌ها به همان سال 72 رسيد.

اگر داريوش كاردان با «نوروز 72»، مهران مديري را به عنوان يك «ديگرگونه‌بين» به عالم طنز تلويزيوني معرفي كرد كه حضور و نگاه متفاوتش، به رغم تكثير خود از مهران غفوريان، سروش صحت، رضا عطاران و ... تا بازيگراني مثل بيژن بنفشه‌خواه، رضا شفيعي‌جم، سيامك انصاري، جواد رضويان و... و خانم‌ها كه فعلا سحر ولدبيگي و بهنوش بختياري يادم مي‌آيد، همچنان به رغم تازه‌ترين سريال طنز تلويزيوني «چارخونه» که چند شب پيش به پايان رسيد، عملا مخاطب ايراني، بيننده همان جنگ «نوروز 72» است كه تا امروز 86، كش آمده است.

حدود يك ماه پيش از پخش مجموعه «چارخونه» به طور كاملا تصادفي، سروش صحت را ديدم و از وي پرسيدم كه چرا «طنز تلويزيوني» ما با عنايت به ظاهر تازه به تازه‌اش در سال‌هاي گذشته، هنوز رد «جنگ 72» و «ساعت خوش» را كه نقطه عطف ديگرگونه ديدن طنز تلويزيوني (اعم از فرم و مضمون پيش و پس از انقلاب) است، همچنان از تلويزيون شاهديم؟ او تأييد كرد و گفت: درست است، هنوز آن نگاه يا خط سوم كه در صحنه طنز تلويزيوني متولد شود، رخ نداده و گويا فعلا توليدكننده و مصرف‌كننده همان نگاهيم.



درست مي‌گفت؛ چراكه يك ماه بعد، با پخش اين سريال (طنز چارخونه)، خود، صحتي تازه گذاشت بر پيش‌گفته‌هايش.


غرض، مرور يا واكاوي اين مجموعه طنز نيست، بلكه عمدتا نگاه به مخاطبان ايراني معطوف است كه با بمباران رسانه‌اي با چنين محتوايي در يكي دو دهه اخير، مي‌توان همچنان سطح و مطالبه مخاطبان را كنترل‌شده! نگاه داشت.

اين‌كه همه رضايت دهيم به همين لبخند شبانه‌اي كه سيماي جمهوري اسلامي ايران، سفارش از «توليد» تا «مصرف» آن را به گروه توليدكننده و برنامه‌ساز و به گروه‌هاي عظيم و گسترده مصرف‌كننده (مخاطبان چندميليوني) مي‌دهد و هرگز هم آب از آب تكان نمي‌خورد. آيا به راستي وقت صيقل دادن سطح نياز مخاطب، فرا نرسيده است؟ و آيا نتيجه پخش مجموعه‌اي اينچنين، بايد تنها لبخندي گنگ منتهي به تخدير و بيهوشي شود؟ و آيا نمي‌توان با ملاحظه همه جوانب كنترلي و نظارتي سيما، راهي به سوي خط سوم طنز گشود كه موجب غليان شادابي همراه با هشياري ملي شود؟
 

 

 

 

Copyright ©2006 Binandeh.Com. All rights reserved.

هر گونه کپی برداری از این سایت تنها با ذکر منبع مجاز می باشد